| |||
|
الف- عصر حجر :
انسان اولیه بسیار باصفا و باحال است چون همه روزهای خودش را تعطیل کرده و اصولا نمی داند تقویم سیخی چند ؟! او هرگز مجبور نیست صبح زود از خواب بیدار شود چون هنوز ساعت زنگ دار اختراع نشده است . انسان اولیه هرکاری دلش بخواهد انجام می دهد . توی پارک می رود و روی چمنها حسابی غلت می زند و فوتبال بازی می کند و درختها را می شکاند و آتش می زند بی آنکه خط اختراع شده باشد تا با آن روی چمنها تابلوهای خواهشی و لطفنی و تذکراتی بزنند. انسان اولیه قادر است بزند بچه مردم را درب و داغان کند بی آنکه مدرسه ای وجود داشته باشد تا والدین آن بچه برای شکایت به مدیر و ناظمش مراجعه کنند.پدر و مادر اولیه اصلا از این سوسول بازیهای میکروب و ویروس و ویتامین و رژیم و اینها بلد نیستند بنابراین بچه اولیه قادر است بیشترین حظ و کیف را از انواع و اقسام جشن ها و عروسیها و عیدهای نوروز و دست فروشان دورگرد و هله هوله و ... ببرد. انسان اولیه قادر است دایناسور و کلیه وسایل نقلیه اش را هر جایی که دوست داشت پارک کند و هیچ کس هم نمی تواند پنچرش کند یا برایش جریم بنویسد. انسان اولیه قادر است هر بی تربیتی که دلش خواست بکند زیرا هنوز روانشناسان متولد نشده ان که به انسان راحت و آزاد اولیه عنوان توهین آمیز مشکل روانی و شخصیتی دار و... بدهند و ...
ب- عصر آهن و انقلاب نوسنگی :
انسان دومیه یک ذره بدبخت تر شده است چون فرت فرت برداشته اند خط را اختراع کرده اند و بچه دومیه مجبور است مشق شب بنویسد . یک عده آدم فضول هم زرتی برداشتند و قانون نوشتند ( تازه وسط میدان شهر هم نصب کردند که نشان دهنده ندید بدیدی شان است شاید از شدت ندید بدیدی چند شاخه گل هم به قانون مسخره شان چسبانده اند و ما خبر نداریم .)آنها برای خودشان کلاس می گذارند و بالای برگه امتحان یک کادر الکی می گذارند و با خط میخی زیرش می نویسند : بچه محترم اگر زبان خوش حالیت می شود در این کادر چیزی ننویس . که چی ی ی ی ؟ که مثلا دانش آموز دومیه را بترسانند و بگویند قضیه خیلی جدی است و یک چیزی تو مایه های امتحان نهایی . در این مرحله انسان دومیه کم کم دارد به مراحل بحرانی نزدیک می شود.
جیم - قرون وسطا :
در این زمان شکوفه های زندگی مشترک مامان و بابای خیلی از دانشمندان کاملا بی آزار متولد می شوند. دیگر مدرسه ها کابوس دائمی انسان سومیه و چهارمیه است. تازه علمها دارند پدر و مادر دار می شوند . انسان با تربیت تر شده است و جوکهای بی تربیتی و اس . ام . اس های غیر استاندارش را یواشکی می فرستد. توی صف زنبیل می گذارد و وقتی می خواهد جلو بزند الکی می گوید قبلا آمده است و چون هیچ کس نبوده که به او بگوید پشت شما هستم و بعد برود الان دچار مشکل شده است . سعی می کند جلوی مچ گیرهای قانونی احترامشان را رعایت کند و تابلوها و قوانین را رعایت بفرماید . در این دوره در و پنجره ها به رسمیت شناخته می شوند و کاشتن پدر مدرسه کنار در خروجی مدرسه های سومیه و چهارمیه مد می شود.
دال - عصر رنسانس و انقلاب صنعتی :
اوج فاجعه است . انسان پنجمیه به بعد در این دوره مجبور می شود حسابی باکلاس تر شود. روانشناس اختراع می شود و پدر و مادرها بچه هایشان را مجبور می کنند که فقط جلوی خودشان بی تربیت باشند . در این دوره هیچ کس نخ لباسش را نمی کند تا لای دندانهایش را تمیز کند بلکه دانشمندان سعی می کنند یک نخ باکلاس تر به نام نخ دندان اختراع کنند .لئوناردو داوینچی اولین سقوط هواپیمایی را به آبرومندانه ترین شیوه ممکن بنیانگذاری می کند ولی چون جعبه سیاه اختراع نشده است نمی میرد. در این زمان انسان پنجمیه سعی می کند استارت وبلاگ نویسی را بزند بنابراین شروع می کند به نوشتن وبلاگهای کاملا شخصی بر روی در و دیوار توالتهای عمومی و نیمکت مدارس و ... و بدین ترتیب به زور برای خود مخاطب جمع می کند . در عصر رنسانس و در راستای انقلابی تر شدن صنعت نزدیک است چند کشته و مرده بر جای بماند و عده ای از بچه درس خوان های پنجمیه به قدری جوگیر می شوند که رتبه اول کنکور شده و انتخاب اولشان را در برگه انتخاب رشته مهندسی برق صنعتی شریف انتخاب می کنند. عده ای نیز به شدت هیجان زده می شوند و تصمیم می گیرند کلاس کنکور راه بیندازند . انسان پنجمیه که از همه انسانهای ادوار قبل ندید بدید تر است دیگر ذره ای قابل کنترل نیست بی آنکه کمی به سایر دانش آموزان بدبخت فکر کند.
هیم - قرن بیست و یکم :
دانش آموزان دیگر کاملا بدبخت شده اند . دانشمندان دسته گلشان را به آب داده و رفته اند پی کارشان . پدر و مادرها هم به شدت مخشان را شستشو داده اند و توهم زده اند که حتما حتما زبان و کامپیوتر و آن فرمولهای ضایع به درد انسان ششمیه به بعد می خورد و خلاصه همه چیز روز به روز شاهکارتر شده است و در این وسط هم فقط یقه بچه بدبخت و بدشانس ششمیه به بعد گرفتار شده است از غذاهای ویتامین دار و ممنوعیت هله هوله بگیر تا آزمایشات وحشتناک پزشکی و خجالت آور دوره ای (چک آپ) و از آن طرف از انیشتن بگیر تا بابای مدرسه ما که فوق لیسانس دارد همه و همه با زبان توهم فرمولهای ریاضی و فیزیک صحبت می کنند . خلاصه مطلب بنده اصلا نمی فهمم ما چه گناهی کرده بودیم که توی عصر حجر به دنیا نیامدیم تا از صبح تا شب با خیال راحت فقط بازی کنیم ؟؟؟؟! ![]()
راهکارهای نظارتی :
نوجوان خود را در ساعتی که در منزل تشریف دارند به تخت ببندید و هرگونه اقدامات حرکتی را از وی سلب نمایید
مودم وب کم و کلیه امکانات اینرنتی ایشان را خرد و خاکشیر بفرمایید.
با تمامی دکه های مطبوعاتی سی دی فروشیها کتاب فروشیها باجه های بلیط فروشی شرکت واحد دست فروشان دوره گرد سیگار فروشها و ... شهر محل سکونت خود هماهنگ کنید که از فروش کارت اینترنت به فرزند شما اکیدا خودداری فرموده و در صورت لزوم و احتمال باج گیری < ایشان را مورد تهدید جدی قرار بدهید.
کاسه کوزه تمام کافی نتهای شهر خویش را به هم ریخته و شدیدا مانع کسبشان شوید.
فرزند خود را با اقدامات شدید محافظتی به مدرسه منتقل کنید و در تمام طول مدت مدرسه کلیه واکنشهای او را به سیستم های موجود در محل تحصیل ایشان را دور از نظر نگذارید.
با یکسری اقدامات فرهنگی و توسل به سینمای وحشت و ژانر مذکور فیلمهایی در نکوهش اینترنت تهیه کرده و هر شب قبل از خواب برای فرزند در بند خود پخش نمایید.
در صورتی که هیچ یک از اقدامات فوق جواب نداد نوجوان خود را در اختیار یکی از گروههای تروریستی قرار دهید تا حالش را جا بیاورند. ( لطفا جهت هرگونه راهنمایی و مشاوره بیشتر در این زمینه با القاعده تماس حاصل بفرمایید.)
امروز دیگر قطعا قطعا به این نتیجه رسیدم که که به درد هیچ کاری در این دنیای فانی نمی خورم و خداوند باریتعالی لطف فرموده و در سر تا پای هیکل نحس ما هیچ هنری آفرینش نفرموده اند. رودربایستی و تعارف با خومان نداریم که ! بنابراین گور بابای حرف کارشناسان و منتقدان هنری سرتاسر دنیا می رویم که بازیگر بشویم .
خاطره دیم :
الان دارم توی آینه خودم را برانداز می کنم تا ببینم آن خانم مسئول ثبت نام کلاس بازیگری از روی چه حسابی فرمودند بنده چهره فتوژنیکی دارم ... یک ساعت دوساعت است که هی به آینه زل می زنم و هی به این نتیجه می رسم که ایشان حالشان خیلی بد بوده است و احتمالا اختلالات بینایی داشته اند. آدم که با خودش رودربایستی ندارد که !
خاطره سیم :
به ما گفتند که قرار است رابرت دنیرو از هالیوود تشریف بیاورند و استاد و مربی ما بشوند ولی نمی دانم چرا الان یک آقای کچل بی ریخت و بی سواد دارد سر کلاسمان چرت و پرت و آسمان و ریسمان به هم می بافد ؟؟! البته از لهجه ضایعشان که فاکتور بگیریم شاید بتوان حرف مسئولان آموزشگاه را باور کرد که آقای دنیرو بدون گریم بیشتر از این ازشان در نمی آید . اگرچه من باز هم شک دارم ولی خدایی دروغ به این گنده گی اصلا امکان دارد ؟! نه حتما خود ایشان آقای دنیرو هستند ولی خدایی قدشان چرا اینقدر آب رفته و چاق و چله شده اند ؟ این آقای استاد بیشتر شبیه بشکه هستند تا رابرت دنیرو . خوب آدم چکار کند دیگر ؟ آدم که با خودش رودربایستی ندارد ...
خاطره چهارم :
بالاخره مجبور شدیم کلیه و هفت هشت سانت از مری و بیست و چهار گرم از جگر و یک متر و بیست سانتی متر از روده کوچکمان را بفروشیم تا از پس مابقی شهریه و اقساط آموزشگاه بربیاییم . خدا لعنت کند باعث و بانی این همه تورم و گرانی را ... ما که شانس و رفاه و امکانات نداریم که ... می گویند توی کشورهای خارجی در خانه های مردم را می زنند و با گریه و التماس و خواهش و تمنا از مردم می خواهند که بروند و بازیگر بشوند ولی ما چییییییی ؟! احتمالا من هم باید به فکر فرار مغزها و از این غلط ها بیفتم ظاهرا توی این مملکت قدر نبوغ شدید آدمها را نمی دانند . حالا یک مدتی صبر می کنیم ببینیم چی می شود اگر توی یک فیلم بازی مان دادند که هیچ وگرنه مجبور می شوم بروم توی فیلمهای هالیوود و کنار یک مشت بازیگر اجنبی و نادرست خیر ندیده بازی کنم با خودمان که رودربایستی نداریم که ...
خاطره پنجم :
مجبور شدیم خودمان را سر تا پا به مزایده و حراج کلیه بیمارستان های کشور بگذاریم تا عنقریب بیست و دو ثانیه و پنجاه و هفت صدم ثانیه در یک فیلم بازی کنیم . خدایی بیشتر از این نمی کشید مگر همه اش چقدر روی بنده قیمت مزایده گذاشتند ؟! اولش قرار بود نقش اول را بازی کنیم ولی خب مشکلات مالی است و لا غیر ... بنده خدا کارگردان فیلم گفتند اگر مبلغ نقش اول را توی حساب ایشان بریزیم همین الان سفارش می کنند عکاسی حرفه ای بیایند و در فیگورهای مختلف عکسمان را برای سر در سینما بگیرد . خدا لعنت کند باعث و بانی فقر و نداری را که اینطور فرصت بروز خلاقیت ها و هنر آدم را می گیرد . آ....... ه !
خاطره ششم :
الهی خدا باعث و بانی اش را تکه تکه و نابود کند امروز گفتند فیلممان مجوز اکران نگرفته است و آقای کارگردان هم از ناراحتی فرار کردند و سر به کوه و بیابان گذاشتند. خدا ذلیل کند دشمنان هنر را . می بینید حالا آدم حق ندارد فرار کند و به سینمای اجنبی و ضایع هالیوود و بالیوود پناه ببرد ؟؟!... طفلکی آقای کارگردان ! مردم غیر هنر دوست هم در به در با هماهنگی نیروی اتظامی ! فکر کن نیروی انتظامی دنبال این بنده خدا می گردند تا پولشان را پس بگیرند . بابا نامردها فیلم مجوز نگرفته این بنده خدا چه گناهی دارد ؟! ... وای چقدر داغانم از موقعی که کلیه املاء و احشاء مان را اهدا کردم همه اش در مراکز درمانی بستری می باشم . به قول بابام شدم عینهو چینی بند زده که به زور سر پایش نگه داشتند. چکار کنیم دیگر عشق هنر است ...
خاطره هفتم :
دکتر گفتند بنشینم و بدون پرحرفی وصیت نامه ام را تنظیم کنم چون به خاطره هشتم نکشیده از خدمتتان مرخص می شوم و هنرمند می میرم. این خاطرات را بدین جهت ثبت و ضبط کردم که شما بدانید بنده یک هنرمند محترم بوده ام و وصیتی ندارم جز اینکه مرا در قعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک بسپارید ... خدانگهدار زندگی !
این است تذکره نامه یک هنرمند فقید ...
مقدمه : ما در اینجا شما را تست می کنیم تا بفهمید چقدر تربیت دارید . البته واضح ومبرهن است که تمامی انسانها فکر می کنند که خیلی با تربیتند ولی الکی نیست که همین جوری معلوم بشود..خیر...ما باید شما را تست کنیم تا هر چه زودتر بروید ویک فکری به حال خودتان بکنید چرا که به قول پدرمان فردا اجتماع فکتان را بلا نسبت قراضه می کند!
تست تربیت
۱-فرض کنید وسایل زیر را در اختیار دارید شما چه استفاده وکاربردی برای آن قایل می شوید ؟کش شلوار یا کش پول قیچی
الف- با کش مذکور که حالا فرق نمی کند مال شلوار باشد یا پول پشت گردن همکلاسی مان را نشانه می رویم وبا قیچی هم یواشکی قسمتهای اضافی مدل موی همکلاسی مان را تا ته وتا پیدا شدن پوست کله شان کوتاه می کنیم
ب- با کش پشت گردن همکلاسی مان را نشانه می رویم وبا قیچی سیم میکروفن اتاق آقای مدیر را اکیدا قطع می کنیم!
ج- با قیچی سیم میکروفن اتاق آقای مدیر را به طرز فجیعی قطع می کنیم وبا کش لوله آب رسانی کولر همسایه مان را محکم می بندیم تا کولرشان بسوزد
د- یک دانه کش کم است چرا که با آن علاوه بر گزینه های الف و ب و جیم کارهای زیاد تری می توان انجام داد بنابراین یک دانه کش جواب نمیدهد وبا قیچی هم هزار تا کار دیگر می توان انجام داد مثلا پشت لباس بعضی از همکلاسی ها پارچه اضافی دارد بندهای کوله وکیف دیگران نیز گاهی اضافی به نظر میرسد قالی فامیل های که با آنها لج هستیم درست نیست که همیشه صحیح وسالم بمانند و...
۲-کدام گزینه زیر بیشتر کیف دارد؟
الف-یواشکی بستن بندهای کفش همکلاسی مان به همدیگر در حالیکه آقا معلم چند دقیقه بعد او را برای درس پرسیدن به پای تخته احضار می کند.
ب-یواشکی توی دفتر مدرسه رفتن و فشار دادن زنگ تفریح و فرار کردن
ج-انتقال قورباغه آزمایشگاه علوم به کیف معلم ریاضی
د-نفوذ به سیستم نمره دهی مدرسه و هک کردن آن
۳-نظرتان راجع به تربیت چیست؟
الف-سوسول بازی است.
ب-وجود خارجی ندارد.
ج-شعر است وقابل اجرا نیست.
د-تمام موارد
۴-یک روز با حال بهاری است گنجشکان چمن دیده اند اساسی به طوری که آثار غیرمجاز موسیقیایی تولید می کنند در این حال ناگهان پای آقای خشونتیان پیچ می خورد وایشان دچار عدم تعادل می شوند برخورد شما
الف-هر هر هر!پایشان پیچ میخورد یک عدد آچار بر می داریم وپیچ پایش را باز می کنیم.
ب-از خنده غش می کنیم وریسه می رویم طوری که دچار انفجار روده ودستگاه گوارشی بشویم.
ج-با گوشی مان از صحنه فیلمبرداری وعکاسی می کنیم وبه گوشی کل بچه های مدرسه بلوتوث فرموده وعلاوه بر آن برای تولید خنده ونشاط دسته جمعی مراتب را به کاربران اینترنت واین چیزها هم می کشیم .
د-جلو می رویم وبرای قیافه در به در شده ایشان شکلک در می آوریم ودر می رویم.
۵-کدام اقدام افراد جامعه خفن تر به نظر می رسد؟
الف-انداختن بمب اتم در سطح شهر توسط تماشاگر نمایان محترم فوتبال !
ب-عربده کشیدن اراذل واوباش عزیز در محل های مسکونی وایجاد رعب و وحشت برای شهروندان.
ج-مزاحمت تلفنی برای آتش نشانی واورژانس و110و سایر مراکز حساس.
د-ترکاندن موسیقی تکنو پشت بیمارستان بیماران قلبی
۶-فحش را تعریف کنید.
الف- نمی توانیم چون ضایع است ودر مجله تان چاپ نمی شود ولی از آن سری چیزهایی است که دل آدم را خنک می کند
ب-.....است که حق همه افرادی است که پا روی دم ما بگذارند.
ج-یک سری کلمات .......است که برای زندگی بشریت وروابط عمومی بسیار لازم وضروری است.
د-به مکالمات روزمره بنده می گویند .
۷-فردی سر میز غذا صداهای ناهنجار از گلویش خارج می فرماید.اقدام اواز نگاه شما
الف-یک کار بسیار طبیعی است و آدم از شدت طبیعی بودن کار احساس کلیشه شدید می کند.
ب-چه فرد با تربیتی!سر میز غذا کارهای خفن تری می توان انجام داد.
ج-راحت باش ش ش بابا!
د- مگر چه کار کرده؟ دزدی که نکرده! دلش می خواهد.
۸-راه مبارزه با افراد بی تربیت چیست؟
الف-همه آدمها بی تربیت بشوند وبه فجیع ترین وضع ممکن حال همدیگر را بگیرند با این شرایط رقابت رو کم کنی در جامعه به وجود می آید واستعداد رو کم کنی افراد زیاد شده وهیچ کس از هیچ کس کم نمی آورد
ب-خودمان را به انواع و اقسام سلاح های گرم وسرد مجهز و اول با فحش به هم حمله کلامی می کنیم وسپس کار را به جاهای باریکتر بکشانیم
ج-کلاسهای آموزشی بی تربیتی بگذاریم تا زبان همدیگر را بهتر درک کنیم
د-فحشهای بد بد دادن در جامعه مجاز بشود تا ما خودمان شخصا حال افراد بی تربیت را بگیریم ووقت محترم نیروی پلیس وزندان واین جور چیزها را هدر ندهیم
۹-عده ای در خانه یکی از فک وفامیلهای رودر بایستی دارشان میهمان شده اندکدامیک شما هستید؟
الف-فردی که روی مبل دراز کشیده واس ام اس های خصوصی صاحبخانه را مطالعه می فرماید
ب-فردی که آلبوم عکسهای خانوادگی صاحبخانه را ورق می زند وبلند بلند خال گوشتی وگنده روی دماغ مادر بزرگ صاحبخانه را که به قاعده یک فندق است مسخره می کند واز شدت خنده اشک از چشمهایش جاری می شود
ج-فردی که توی وان آب گرم خوابیده و از حمام عربده می کشد وبه صاحبخانه دستور آب میوه ونوشیدنیهای خنک می دهد
د-قادر به تشخیص خودتان نیستید چرا که شما تمام این کارها را به تناوب انجام می دهید
نتیجه تست : به شدت متاسفم بنده که در مقدمه تست فرمودم شما خودتان اصلا نمی دانید چه شاهکارهایی هستید چی ی ی ی؟!؟!..ببند آن دهانت را نقطه چین نقطه چین!حیف که مجله حرفهای بد را سانسور می کند وگرنه بهتان می گفتم نقطه چین!ببین بی تربیت هفت جد ونقطه چین!آره دیگر حقیقت تلخ است.ما حقیقت را به شما گفتیم حالا شما نقطه چین !بشین ببینم بابا!نقطه چین های نقطه چین!![]()
نتیجه اخلاقی :در مقدمه تست گفته شد البته واضح ومبرهن است که..اصلا بروید یک بار دیگر مقدمه را بخوانید تا دهانمان به روی هم باز نشده! ![]()
- حامد کرزای رییس جمهور افغانستان کودکان و نوجوانان کشورش را به درس خواندن توصیه کرد . - بی بی سی نیوز -
هه ... ! چقدر ایشان دلشان خوش است . ما که همه کائنات از پدر و مادرمان گرفته تا تمام اتمهای مدرسه و مسئولان مدرسه مان بهمان التماس می کنند که درس بخوانیم آخرش هم شرمنده این عزیزان می شویم آن وقت ایشان توصیه کردند ... تازه ما کارمان از التماس هم گذشته است. یک آقای خشونتیان داریم که برای خودشان یک پا تروریست هستند ایشان هم با کنترلهای محسوس و نا محسوس و خفت گیری شان نتوانستند ما را از شرمندگی در بیاورند . آن وقت این آقای رییس جمهور همین جوری یک تو صیه ای می کنند فکر کردند الکی است ... ! ![]()
- یک مخترع ایرانی نرم افزار آزمایشگاه مجازی فیزیک اختراع کرد . او با این اقدام خود آزمایشگاههای مدارس را از خرید تجهیزات گران آموزشی بی نیاز کرد . - ایرنا -
مدرسه کشته و مردگان علم که همیشه احساس بی نیازی می کرد چون آقای فیزیک ما همیشه می گفتند چشمهایمان را ببندیم و در تخیلاتمان چراغ الکلی و ولت سنج و آمپر سنج و از اینجور چیزها مجسم کنیم و با آن آزمایش بنماییم و گزارش مشاهداتمان را هم یادداشت کنیم و تحویلشان بدهیم . به هر حال دستشان درد نکند ولی ما فکر می کنیم همان سیستم تخیلی خودمان را ادامه بدهیم بهتر است چون آقای مدیر می گویند مدرسه پول خریدن این جور سوسول بازیها را ندارد بعد هم کامپیوترهای مدرسه به علت هجوم دانش آموزان استفاده کننده خراب می شود و مدرسه بودجه ... ا ! راستی مدرسه ما که کامپیوتر ندارد !![]()
- معاونت پرورشی و تربیت بدنی آموزش و پرورش تاکنون تحرکی نداشته است . - بانک اطلاعات آموزش و پرورش ایران -
خوب مگر چه اشکالی دارد ؟؟! ما هم یک معلم فیزیک داریم که تا به حال فیزیک نخوانده اند یا یک آقای شیمی داریم که تا آخر سال تحصیلی فکر می کردند جدول مندلیف جدول بند لیف است و کلی مسخره می کردند و می خندیدند که جدول عناصر شیمی چه ربطی به بند لیف حمام و از اینجور چیزها دارد ؟!! و خوب شد که اسم جدول عناصر شیمیایی را جدول سنگ پا نگذاشتند . تازه یک مربی شنا هم داشتیم که کل ستون فقراتشان فلج بود و چون کار پیدا نکرده بودن مجبور شده بودند استخر بزنند و شنا آموزش بدهند . تازه اینکه چیزی نیست آن آقای دندانپزشکی که امروز دندان عقل انسی خانوم را کشیدند دامپزشک بودند که وقتی ایشان متوجه این مساله شدند کلی دعوا راه انداختند و به کلیه کلانتری ها و مراکز نیروی انتظامی و پلیس ۱۱۰ شکایت کردند که بهشان توهین شده است . غیر از این آن موقع ها که ما بچه بودیم هر ثانیه توی مدرسه مان یک بیماری خطرناک میکروبی شایع می شد و یک دوره ای با کل بچه های مدرسه مان ۹ ماه سال تحصیلی را در قرنطینه زندگی می کردیم و مادرمان هرروز با کلی ماسک و دستکش و لباسهای عایق میکروب و ویروس لباسهای مصرفی ما را اخذ فرموده و با پدرمان به خارج از شهر برده و می سوزاندند . خلاصه از طرف پزشک قانونی و اداره بهداشت و پلیس و ... تحقیقات دامنه داری انجام شد و همه متوجه شدند که عامل تمام این بدبختیها معلم بهداشت مدرسه بودند که اصلا در حوزه دایره واژگانی و لغاتشان واژه ای به اسم حمام تعریف نشده بود . چی فکر کردید شما ؟؟؟! آقای معاون تربیت بدنی که گناهی ندارند ایشان فقط تحرک نداشته اند . مگر چی است حالا ؟! ...![]()
اصولا عید نوروز یکی از راه های زیبایی است که تداعی کننده نام نیک مخترعان محترم عید نوروز است که الهی نور به قبرشان ببارد عزیزانی که الهی فردای قیامت روسپید باشند . همین جاهاست که تفاوت آدم با آدم مشخص می شود به عنوان مثال یکی می آید نیوتون می شود و تمام عمر خودش را زجر می دهد و وقتش را هدر می دهد که بچه های مردم را بفرستد مدرسه تا تجدیدی بیاورند و از تابستان و وعده و وعیدهای شیرین خانوادگی محروم بشوند و عنوان تحقیر کننده رفوزه بگیرند و اعتمادبه نفسشان درب و داغان بشود و دل والدین هم کاسه خون بشود و از آن ور هم معلمهای بیچاره کلی زحمت بکشند و عمرشان را در یک کار کم درآمد هدر بدهند و دستمزدشان را هم با کامیون کامیون تجدیدی تسویه بنمایند و این وسط کلی زحمت و بدبختی هدر برود از یک لقمه نان خون دل والدین بچه های مردم گرفته تا دولت ... دولت طفلکی این همه زحمت بکشد و برنامه ریزی درسی کند وزیر آموزش و پرورش سرکار بیاورد هرسال سر حقوق معلمها و امکانات آموزشی تا خرخره زیر بار کسر بودجه برود هی قانون و نظام درسی تصویب کند و هی نقض کند و هی خودش را اذیت کند بعد هم از در و دیوار حرف بشنود که نظام مدرسه ای ما فلان و بهمان و دانش آموز زرنگ ما پشت کنکور روحیه اش نابود بشود تا تازه بعد از چند سال به یک نقطه دور از کره زمین تبعید بشود و درس بخواند و لیسانس بگیرد بعد بیکار بشود و غصه بخورد و مجبور بشود به بن بست برسد و برود شاگرد نانوا شود و ... خلاصه هزار و یک زجر برای این بشریت به وجود بیاید که چییییییییی ؟؟! که یک آدم بیکار مردم آزار دلش خواسته برود و دانشمند بشود.
اما در مقابل انسانهای شریف و بزرگواری هستند که جز خیر و سعادت و نیک بختی و خوشحالی و تفریح و ذوق و اشتیاق و هیجان برای انسان نمی خواهند . مثل همین مخترعان نوروز که الهی قربانشان برویم !
این عزیزان می آیند و عید نوروز را اختراع می کنند تا ما از خوشی غش کنیم و حتی بمیریم مثلا آنقدر شیرینی و آجیل بخوریم که در بیمارستان بستری مان کنند و از زمین و زمان شده به زور هم عیدی بگیریم و شب چهارشنبه سوری از شدت هیجان و خوشی دنیا را منفجر کنیم و بشریت را جزغاله بنماییم و از سر و کول طبیعت و چهار تا تک و توک درخت نور چشمی محیط زیستی ها بالا برویم و سبزه ها را گره کور بزنیم و گل بچینیم و هوا بریزیم و پدر خرچنگ های توی رودخانه را در بیاوریم و دست و پایشان را بکشیم و سر به سرشان بگذاریم و آنها را هم شاد بنماییم و با تفنگ بادی به جان هرچی جک و جانور است بیفتیم و مراسم شکار را احیا کنیم و به سنتهای انسانی خدمت بنماییم . زحمت شهرداری را کم کنیم و تمام آت و آشغالهایمان را همانجا در طبیعت ولو کنیم و به شهر بیاییم و خلاصه آنقدر کیف کنیم که دل همه انسانها غش و ضعف برود برای تعطیلات محترم نوروزی و اینجاست که خدمت به بشریت تعریف می شود و اینجاست که تفاوت آدم با آدم و نام نیک و نام شر به وضوح آشکار می شود . جا دارد در همین جا یادی از این نیک مردان روزگار داشته و به دستهای مهربان و با حالشان بوسه بزنیم و یادمان باشد که ما هم از خودمان نام نیک به یادگار بگذاریم و الکی الکی نفرین و ناله چهار تا دانش آموز و دانشجو و آه پدر و مادرشان و معلم و استاد و نظام آموزش و پرورش و وزارت علوم و سایر وابستگان محترم و خون به دل را پشت سر خودمان نخریم که از قدیم و ندیم هم گفتند خوبیت ندارد .
- در راستای پرورش افکار و روشن کردن کله بشریت با ولتاژ ۶۰۰ ولت به بالا اقدام به انتشار داستانهای خفنی می نماید که فیلمهای محترم بالیوود را رو سفید می نماید.
- اقدام به انتشار مسایل و دغدغه های مهم بشری می کند. به عنوان مثال برایش مثل روز روشن است که جانی دپ در حمام چه آوازی نعره می زند و سورپرایز رونالدو برای نامزد جدیدش چیست مارک دستمال توالت نیکولاس کیج اینها را می داند و می داند سلمان خان موقع خواب چه مدلی خرو پف می کند و چیزهای زیاد دیگری از زندگی مشاهیر می داند که روح خودشان هم خبر ندارد.
- بخشهای سوپر تخصصی و کارشناسی شده ای دارد که زیر گروه های فال و طالع بینی و رمالی جادو گری و طلسم و چشم بندی و ... را در بر می گیرد.
- قوه تخیل شگفت انگیزی در هیات تحریریه شان به چشم می خورد و این مساله در تنظیم گفتگوها مصاحبات و گزارشهایشان به طرز بارزی مشهود است.
- مخاطب خود را تنبل و آماده خور پرورش نمی دهند. شایعه از آنها کشف منبع و ماخذ با مخاطب.
- در راه آموزش بشری مشقات زیادی متحمل می شوند و حق آب و گل در این امر داشته و در نوع خود پیش کسوت به حساب می آیند. به عنوان مثال می توان به آموزش ۵۰ هزار باره و مکرر انواع آشپزی و گلدوزی اشاره کرد که در جای خود تاریخ ساز آموزشات بنیادی انسانها به شمار می رود.
- از وجود شریف کارشناسان خبره و مجربی در امر تعبیر خواب -عشق شناسی از روی شماره کفش زوجین - احضار روح و جن - سرنوشت و ... بابهره می باشند.
- فضولی در کار مشاهیر و سوتی گرفتن و غیبت کردن از آنها برجسته ترین اقدام فرهنگی شان به شمار می رود.
مجله کم فروش ![]()
- داستانهای به درد نخور و چرت و پرتی دارد که گزیده ای از شاهکارهای ادبی جهان است .
- تنها با کسانی مصاحبه می کنند که واقعا حرفی برای گفتن دارند ولی آدم حوصله شنیدن حرفهایشان را ندارد. نکته بی فرهنگانه اینگونه مجلات این است که هیچ وقت در مصاحبه هایشان از یارو سوالات حیاتی و مهم را نمی پرسند مثلا نمی پرسند چه غذایی دوست دارد و موقع عروسی اش اولین آهنگ شش هشتم حرکات موزون دارشان چه بوده است. اهل و عیالش را چقدر دوست دارد و لباس خواب کودکشان چه رنگی است.
- نویسنده اینگونه مجلات اصلا و ابدا آزادی بیان ندارد چون هرچیزی که می گوید باید با سند و مدرک و و منبع و ماخذ باشد.
- توهم دارند و فکر می کنند نظر دادن مثل آپولو هوا کردن می ماند و بقیه مردم نمی توانند چیز میزها را کارشناسی کنند . برای همین هرطور شده پای کارشناسان و متخصصان درجه یک را وسط می کشند.
- به نظرات مردم اهمیت نمی دهند وگرنه می دانستند که همه انسانها از علم و دانش و مدرسه بازی حالشان به هم می خورد و حوصله مقاله های علمی و سخت را ندارند و در عوض دوست دارند همه اش ماجراهای عشقی و خفن بشنوند و پشت آدم مشهورها غیبت کنند و حرفهای جالب مدل اتوبوسی و صف نانوایی بزنند.
خلاصه خلاصه اینکه مجله های کم فروش حقشان است که کم فروش باشند. می خواستند برای مردم کلاس نگذارند و حرفهای گنده گنده نزنند و ادای آدمهای درست و حسابی و جدی را درنیاورند. مجله های پر فروش را عشق است که همه اش حرف های الکی پلکی می زنند و خوش هستند !
مقدمه : دانش آموزان عزیز لطفا این پرسشنامه را تکمیل بفرمایید و ما را از نظرات مودب و با فرهنگانه و عزیز خود محروم نفرمایید .
۱- مدرسه را تعریف کنید :
الف- مدرسه جایی است که باعث می شود انسان قدر امکانات ابتدایی خود (نظیر بخاری- لامپ سطل آشغال- مایع دستشویی و ...) را بهتر بداند.
ب- مدرسه جایی است که در آن یک عده کودک و نوجوان را گرد آورده و افرادی به عنوان معلم برایشان خاطره تعریف می کنند و الکی بهشان نمره می دهند.
ج- مدرسه جایی است که در آن کودکان و نوجوانان جامعه را مجبور می کنند که یک عالمه چیزهای سخت سخت حفظ کنند و امتحان بدهند و سپس فراموش کنند.
د- مدرسه جایی است که در آن ناظمها و مدیر و معلمانشان به کودک و نوجوان فحش داده تا او را تربیت کنند.
۲- مشاور مدرسه را تعریف کنید:
الف- انسانی که به دلایلی از جمله مریضی و توصیه پزشکان - مدرک تحصیلی بیش از اندازه غیر مرتبط - نیروی کار اضافه بودن و ... از کار افتاده به حساب آمده و برای سرگرمی در ایام پیش از بازنشستگی مشاور مدرسه می شود.
ب- انسانی که چاره تمام مشکلات هستی را گوش دادن به حرف پدر و مادر آدم می داند.
ج- تعریف خاصی ندارد
د- مدرسه با کارمند اضافه
۳- به نظر شما چرا آموزش و پرورش اجازه نمی دهد نشریات کودک و نوجوان در مدارس توزیع شود ؟
الف- چون جزو امکانات اضافه به حساب آمده و دانش آموزان پررو می شوند.
ب- چون دانش آموزان باید فقط کتابهای درسی شان را حفظ کنند و هرگز با مطالعات خارج از درس حواس خود را پرت ننمایند
ج- چون می خواهند مجلات رشد تیراژ میلیونی داشته باشند.
د- چون بچه ها عادت به مطالعه می کنند و در آینده آمار مطالعه مردم کشور را بالا می برند و رکورد قشنگ جهانی مان را خراب می کنند .
۴- کتابخانه مدرسه خود را چگونه می بینید ؟
الف- انبار کتابهای به درد نخور و ضایع اهدایی از سوی ملت
ب- جایی که وقتی با کمبود کلاس مواجه می شویم به آنجا پناه می بریم
ج- مکان تزیینی برای آبرومند تر کردن مدرسه
د- تمام موارد به اضافه یک سری موارد دیگر
۵- زنگ هنر چیست ؟
الف- ساعتی که معلمها در آن خاطره تعریف می کنند و به زور دانش آموزان را مجبور می کنند که نقاشی بکشند و به عبارتی ساعت احیا خاطرات مهد کودک
ب- وجود خارجی ندارد
ج- ساعت زاپاس و جبرانی برای دروسی نظیر علوم و ریاضی
د- استراحتی که اشانتیون برنامه کلاسی دانش آموزان می باشد
۶- به چه چیز شهریه می گویند ؟
الف- به پول کلانی که مدیران مدارس می گیرند تا برای توجیهش از قوه تخیلشان امکانات اختراع کنند
ب- به میزان پولی می گویند که هر مدیر در حد زورش از اولیای بدبخت دانش آموزان می گیرد.
ج- پولی است که آموزش و پرورش همیشه می گوید ندهید ولی مدیران مدرسه ها می گویند غلط کردید که ندهید جرات دارید ندهید
د- به پولی می گویند که دانش آموزان بابت تحصیل رایگان پرداخت می کنند.
۷-سیستم نمره دهی مدرسه های کشور را چگونه ارزیابی می کنید ؟
الف- کیلویی
ب- ریالی
ج- عشقی
د- ترکیبی از گزینه های الف و ب و ج
۸- نظرتان راجع به کتابهای درسی چیست ؟
الف- وسایلی برای تقویت حافظه کوتاه مدت انسان
ب- ام پی تری کلیه دستاوردهای علمی بشری در تمامی زمینه ها که صرفا برای حالگیری از دانش آموزان تدوین شده است.
ج- کتابهایی که قادرند قضیه نسبیت را آنچنان پیچیده کنند که حتی خود جناب انیشتن هم با دیدنش هنگ بفرمایند
د- از یک دیدگاه کلی کتابهایی که قدرت آموزش خفنشان واقعا انسان را می کشد.
۹- به چه کسی معلم پرورشی می گویند ؟
الف- به نیروی اضافه ای که شغلش سنجاق کردن ماهیانه یک ورق کاغذ در تابلوی اعلانات مدارس است.
ب- به نیروی اضافه ای که وقتی معلمها مریض می شوند سر کلاس می آید تا برای بچه ها قصه حسن کچل و امثالهم تعریف بنماید
ج- به نیروی اضافه ای که سعی می کند به زور کتک هم که شده بچه ها را نصیحت کند که به حرف پدر و مادرشان گوش بدهند
د- به نیروی اضافه ای می گویند که در تمام ایام سال در حال چایی نوشیدن در دفتر مدرسه باشد
۱۰- نقش ورزش در مدارس چیست ؟
الف- تقویت روحیه دانش آموزانی که عاشق فرار کردن از مدرسه هستند
ب- صرفا حرکتی نمادین برای کور کردن چشم دشمنان ورزش و سلامتی
ج- ساعت اضافه برای جبران عقب ماندگی سایر دروس
د- نقش خاصی ندارد . سایر گزینه های آورده شده در این تست یا هرجای دیگر نقوش صرفا توهمی می باشند
* قابل توجه است که پرسشنامه نظرخواهی فوق فاقد هرگونه ارزشی است لطفا در صورت یافتن آن را به نزدیکترین صندوق پست بیندازید و خیال خودتان را راحت کنید.